مســافــــر - اقا شفاف سازی! شفاف سازی!
اقا شفاف سازی! شفاف سازی!

دوباره سلام! در راستایی که حرف زیاده توی این مخم! و صد البته میدونم که شماها هرروز این صفحه رو به امید یک آپ جدید باز میکنین! گفتم بآپم و مثل همیشه دل عده ای رو شاد کنم!!!( چقدر من رقیق القلبم! بمیرم الهی!)

خلاصه اینکه بحث به دوما و بالسامو کشید که من به کنکوری های عزیز التماس میکنم که شروع نکنینش وگرنه مثل من کارتون می کشه به اعتیاد! :d

و القصه بحث ما اونجایی تموم شد که رسید به علاقه ی ما به جناب بالسامو! و شماها هم تا الان خیلی فک کردین که این بچه از راه بدر شد! وا مصیبتا!! اما سخت در اشتباهید!

این علاقه ای که من منظورمه، میتونم بگم به نوعی یک جور تحسین همراه با الگو برداریه! بذارین تشریحش کنم، چون خودمم نفهمیدم چی شد! :d

از دکتر حسابی شروع میکنم که تقریبا همین علاقه رو بهشون دارم. این آقای حسابی واقعا همیشه برای من قابل ستایش بوده و کارهاش قابل تامل. اینکه یه آدم هی درس بخونه، هی تحقیق کنه، نظریه بده و شاگرد انشتین باشه خیلی برام جلبه. اینکه در تقریبا تمام زمینه ها یه چیزی میدونه واقعا منو مجذوب خودش میکنه.

یا نزدیکتر. همین کسی که چند روز خبرشو شنیدین که لیزر گاز کربنیک درست کرده بودن و پژوهشگر طرح بودن. ایشون یکی از اقوام- دوستان ما هستند که خیلی با هم جوریم. ایشون از همه چیز یه سر رشته ای دارن! یعنی آدم بشینه از حرفاشون، سیر نمیشه! البته بیشتر اطلاعاتشون در زمینه های علمیه و مثل اقتصاد یا سیاست و مسکن اعصاب خورد کن نیست. نکته ی جالب اخلاق ایشون اینه که اصلا خودشونو نمی گیرن و خیلی خونگرم هستن. همیشه ایشون یکی از الگوهای من بوده و دلم میخواد مثل ایشون این همه اطلاعات داشته باشم و همچنین شوخ طبع؛ و من به ایشون هم همون علاقه ای رو دارم که نسبت به دکتر حسابی.( این متن رو قبلا نوشته بودم، بعد برای اینکه آدرس بدم که کمی بشناسیدشون، گفتم که چه کسی هستند.)

قضیه ی بالسامو هم همینجوره. اون کسیه که خیلی چیز میدونه. اون با یه علمی به نام" مانیه تیسم" که همشاخه  با هیپنوتیزم هست، خیلی چیزها رو میفهمه. کلی چیزهای جدید داره و کلی سیاست موذیانه! و این میشه که من خیلی بهش علاقه پیدا کنم و تحسینش کنم. خیلی باحاله واقعا آدم باحالیه! نمیدونم چجوری براتون توصیفش کنم، شایدم اینجور نباشه، اما روی من خیلی اثر گاشت شخصیتش. البته توی غرش طوفان چون حرفهاش بوی خون و خون ریزی میده، زیاد طرفدارش نیستم! اما بذارید تا آخر کتاب بخونم، بعد نظر میدم!

در کل این حس من میتونه اینجوری خلاصه بشه که " افرادی پر اطلاعات _ مخصوصا علمی_ و همچنین متواضع، برای من بسیار قابل ستایش و الگو بودن، هستن"

دوست دارم بدونم نظیر این افراد در شما چه تاثیری دارن؟؟   

پ.ن : اسممو به شله ای تغییر دادم تا هم دل چو! شاد بشه  و هم دل همشهریsmilie!

پ.ن 2: در خانه برانداز بودن آثار دوما شکی نیست! چون تا الان مادر گرمی چندین بار بنده رو به پاره کردن کتاب مذکور، تهدید فرموده اند!!!! smilie

ادامه ی مطلب ...

نويسنده: بالسامو | روز: 1387/5/1 زمان: 01:20 | + خاطره(14) |