| X Close | ||
دین در دنیای امروز چه جایگاهی دارد؟! مگر نه اینکه در زمانهای قدیم، دین روح زندگی مردم بود و رهائی بخش و محرک برای ایستادن در برابر ظلم؟ پس چه شد که اکنون از دین اسمی مانده و چند دعا که نه از روی خلوص دل، بلکه از روی عادت خوانده میشوند.
چه شد که اگر در زمان های قدیم، کارگران به نام دین قیام میکردند، امروز به نام بی دینی؟
چه شد که دین، این روحی که ما را به بینهایت نیکی می رساند، کم کم زدوده می شود و انسان هرچه بیشتر به بینهایت پستی خود سقوط میکند؟
چه شد دین داری مترادف با سنتی بودن و تفکر سطح پائین و خرافه گرائی، و بی دینی مترادف مدرن بودن و عقل گرائی؟!
چه شد که چنین بلائی بر سر دین آمد؟! چه شد که دین گریزی شده است راه عقل و پیشرفت؟!
جواب را باید در رنسانس، باید در انقلاب فرانسه جست.
باید در سو استفاده کلیسا از مردم، در مشروعیت دادن به ظلم پادشاهان، در کارهای بی شرمانه ی کلیسائیان، در حبس اندیشمندان توسط کلیسا و ... جست و جو کرد.
کسی می آید و خود را متخصص دین معرفی میکند و به نام دین هر عمل کثیفی را انجام میدهد، مردم را می ازارد و چپاول میکند و میکشد؛ به نام دین ظلم میکند و به نام دین محدود می سازد و به نام دین حکومت میکند.
مگر دین است که در اختیار آدمی؟! مگر دین ملعبه ی طلایه داران قدرت است؟! مگر دین برای حکام میکشد؟! مگر دین انساها را ذلیل میسازد و از خفت درون کنجی پنهان؟!
صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند که بگویند مردم را چپاول کنید و شکنجه کنید و بکشید و همچون چهارپایان بی زبان از آنان کار بکشید و به چهارمیخ کشید؟!
صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند تا بگویند ای مردم! شما تنها اسباب رسیدن قدرت مندان و حکام به اهداف کثیفشان هستید؟!
صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند تا بگویند اگر ظلم کردند گردن نهید و همچون بزدلان در کنجی پنهان و یا چون گوسفند صفتان هرچه گفتند کنید؟! به نام دین؟!!!
و آمدند تا بگویند برای خوردن تکه نانی کپک زده، باید به پای اربابان بیفتید و ناموس فروشید؟!
کدام دینی چنین گفته؟! کدام بی شرفانی دین را چنین کردند؟! کدام ظالمان جباری چنین از زبان دین گفتند؟!
آری، آنهائی که قدرت را دست گرفتند، دین را سپر کردند تا کارهای کثیف و قبیح خود را بپوشانند. دین را بهانه ی کشتن مخالفان کردند. دین را بهانه ی بی عرضگی خود کردند. دین را تفسیر به رای کردند و هرچه خواستند بدان افزودند و کاستند.
و مردم، چونان حیواناتی پست تر از گوسفند، پذیرفتند و هیچ شک نکردند. و کسانی هم که دانستند از ترس جان بی مقدارشان دم برنیاوردند و گذاشتند تا دین را بفروشند به قیمت ریختن خون مردم.
آنها که دانستند، از نابودی دین باکی نداشتند، خدا خود دینش را نگه میدارد، ما را چه کار!
خاک بر سرتان که از پست هم پست ترید و از بزان ترسو تر! شما که میدانید باید دین را حفظ کنید، شما رسولید برای حفظ دین، شما برگزیده اید که در خانواده ای بودید که دین داشته، شمائید که خدا انتخابتان کرده تا دین را بفهمید، شما حافظان دینید، شما معجزه ی خدائید، شما ترسوها ی بی جرئت که خود نیز به خود شک دارید!
دین را فروختید و گذاشتید بفروشند و از بهای آن پاره ای گوشت گندیده خوردید و خدا را بابت آن شکر کردید! خوشا به حالتان که ذره ای عقل ندارید و چون حیوانات دست آموز منتظرید که ذره ای غذا مقابلتان پرت کنند! و تنها هدفتان در زندگی پشتک زدن برای خنده ی مستانه ی اربابتان است!
و اگر کسانی باشند که بدانند و بخواهند که بگویند، دینداران ظاهری چنان در دهانش میکوبند که مردمی که خداوند آنقدر آنها را دوست میدارد نیز، در دهانش میکوبند و خواستار مرگش! که اینان دین را بدعت میگذارند!
نگاهی بیندازید، مگر از دین چیزی جز چند کار همیشگی بیشتر میدانید؟! کارهائی که از مادر و پدرتان یاد گرفته اید؟! مگر نه اینکه وقتی میبینید پیشرفت را در بی دینی، میگوئید دین مسئله است! اخر نگاه کنید که حکام چه میکنند!
شما را به هرچیزی که در دنیاتان دوست میدارید، قسم میدهم، بروید بخوانید و تحقیق کنید و چنین بیرحم نباشید بر دین، و بی تفاوتی ظلمیست بدتر.
هیچ نخوانده اید، هیچ تفکر نکرده اید و میگوئید دین عامل بدبختیست؟!
چرا شما کاری نمیکنید که دین را درست بشناسند و دین حاکمیتی از دین واقعی جدا گردد و دستشان رو؟! اگر هم بدانید دین را، همچون عزیز مردگان گوشه ای نشسته و بر زوال دین مویه میکنید؟!
شمائید... مائیم نجات دهندگان. مائیم آنانیکه رسالت داریم بر حفظ دین و مسئولیم در قبالش و مدیونیم اگر دست بر دست نهیم و بر نابودی اش چشم دوزیم.
قسم میخورم بر معبودم، بر کسی که وجودم از اوست و زندگی ام؛ هنگام نگاشتن این سخنان، بغض راه گلو را سد کرده بود و نمیدانستم چگونه حرف دل بگویم. تنها چیزی که به من شور نوشتن داد این بود که هم قسم شویم تا دین را بشناسیم و بشناسانیم و اصل دین را بفهمیم، نه آنرا که تحمیل میکنند و میخواهند.
" و خداوند آنان را که بخواهد، هدایت میکند..."
طراح قالب
مريم كه زيادي بزرگ شده!
پشمك!
نمسيس!
بوف كور!
این خانه ی سیاه
***استار***
فريس! بوق چيز چكش؟!
باران قاصدک
شومينه
نارنجكها!
خط خطی....
نهي نهي راجا!!
رزی در لجن زار....
جغله! باور كن!
داغونه سیناپساش!!
جيغ! داد! هوار!
سكوت... فرياد
پیچیدگی!!!
اصلا هم دری وری نمیگهَ خیلیم خوب مینویسه!!
تک درخت!
سینه سرخ
بچگی ها! عاالیه!
ارزان تر از مفت!
آپر
نمی از یم علی...
زوزه های شبانه
تونل زمان
مقبره ی سفید
بازديد امروز: 56
بازديد ديروز: 54
بازديد هفته: 188
بازديد ماه: 1033
بازديد كل: 13631
طراح : مهرداد شكري نسب
Mehrdad Design