هیچوقت فکر نمیکردم وارد شدن به یه دهه ی دیگه، به یه بازه ی دیگه از زندگی، اینقدر هیجان داشته باشه...
امشب، فهمیدم چقدر زندگیمو دوست دارم؛ چقدر پدر مادرمو، خواهرامو و دوستامو دوست دارم...
امشب سعی کردم فصل جدیدیو توی زندگیم شروع کنم؛ یه فصل پربار و پر از اتفاقات خوب. میخوام از تمام تجارب ِ این 19 سال زندگیم استفاده کنم و زندگی خوبی داشته باشم.
امشب، بهترین تولد عمرم برگزار شد... همه چیز بی نظیر بود؛ همه چیز فوق العاده...
مراسم بی نظیر بود، کادوها، تبریکا، شیرینی و آتیش بااااازی!!!
و بعد من سخنرانی کردم، و گفتم که چقدر توی این سالها تلخی ها و شیرینی هائی رو تجربه کردم... گفتم که چقدر همتونو دوست دارم و گفتم که میخوام بیست سال بعدیم بی نظیر باشه... نمیدونم من احساساتی شدم تازگیا، یا حرفام واقعا تاثیر گذار بود ؛ چون من تمام مدت اشک میریختم...
من، امشب رو، شبی که احساس میکنم خدا فقط اونو به من داده... من، امشب رو، شبی که حس میکنم پاک ترین احساساتم، احساساتی که سالها با بازیگری بر روشون سرپوش گذاشته بودم، بیدار کرده... من، امشب رو، شبی که بی نهایت خوشحال بودم رو... و من، امشب رو، بهترین شب زندگیمو...
تقسیم میکنم با همه ی شما دوستای خوبم... دوستای خوبی که توی این دنیای مجازی، بهتر از هر واقعیتی دوستی رو برام معنی کردید...
شما هم مثل من بخندید و شاد باشید؛ امشب فوق العاده ترین شب دنیاست!